اولین و مهمترین گام در جهت اجرای برنامهی پیشبرد فروش، درک عمیق و پذیرش این واقعیت است که: مشتریان فعلی و بالقوهتان به شما نیاز دارند. هرگز احساس نکنید که با طراحی چنین برنامهای به زندگی مشتریان آینده خود تعدی میکنید. برای لحظهای چشمان خود را ببندید و دنیایی بدون تبلیغات را در نظر بگیرید. در چنین دنیایی چگونه میتوان بهترین و مناسبترین کالاها و خدمات را انتخاب کرد؟ چگونه میتوان بهترین مکان را برای خرید شناسایی کرد؟ ادامه مطلب ...
درآمد شما به توانایی فروشتان بستگی دارد. اگر به تنهایی کار فروش را انجام میدهید یا کارمندانی دارید که در فروش به شما کمک میکنند، در هر صورت، هدف اصلی شما به دست آوردن مشتریان جدید و همچنین فروش بیشتر به مشتریان فعلی است.
با این توضیح، هدف کسبوکار در وهله اول، بازاریابی و فروش است. صرفنظر از نوع فعالیتتان، شما یک واحد بازاریابی و فروش را اداره میکنید.
فردی که مالک و مدیر یک رستوران است، مهمترین کارش نظارت بر کارمندان، خرید موارد اولیه و … نیست. مدیر یک رستوران در واقع مدیر بازاریابی آن رستوران است.
هر بخش دیگری از کار را میتوان به دیگران آموزش داد، واگذار کرد، به نیروهای خارج از شرکت محول کرد یا خریداری کرد. تنها استثنا، کار فروش است و باید راهی بیابید تا بتوانید مستقیما بر فرایند فروش تسلط داشته باشید. ادامه مطلب ...
رئیستان با عصبانیت شما را صدا میزند. درحالیکه وارد دومین فصل فروش شدهاید و قرار بود همه چیز به خوبی پیش برود، فروش ۱۵ درصد کاهش یافته است. رئیستان انتظار دارد همه چیز را به سرعت به حالت اول برگردانید. راه حل این کار استفاده از بازاریابی ترویجی است که قبلاً به نام «فروش فوقالعاده» شناخته شده بود. بسیاری از مدیران فکر میکنند فروش فوقالعاده یعنی کاهش قیمتها برای فروش بیشتر. ولی بازاریابی ترویجی میتواند شامل تعدادی از اهداف استراتژیک مانند هدفگیری بخشهای بازاری خاص، گسترش تصاویر برند، پشتیبانی از ابتکارات استراتژیک و افزایش فروش باشد.
از تاکتیکهای انگیزشی، برای افزایش فعالیتهای توزیعکنندگان کالا، نمایندگان فروش و مشتریان یا مصرفکنندگان نهایی استفاده میکند. ادامه مطلب ...
بازاریابی عصبی علم جدید و جذابی است که به بررسی عملکرد مغز و استفاده از آن در بازاریابی میپردازد. به تازگی همراه همکارم خانم آذر جوزی کتابی در این زمینه تالیف کردهایم که بخشی از مطالب آن در این مقاله تقدیم موفقیتیهای گرامی میشود.
در سال ۱۹۶۴ یک شب خانم جوانی در آمریکا مورد حمله یک دزد واقع شد. او زخمی شد و دزد فرار کرد. این خانم بیش از ۳۰ دقیقه درخواست کمک میکرد ولی هیچکس به او کمک نکرد. این خانم بر اثر جراحت وارده فوت کرد. بعد پلیس بررسی کرد که در آن نیم ساعت ۳۸ نفر شاهد ماجرا بودند و هیچکس اقدامی برای کمک نکرده بود.
پس از این واقعه تلخ دانشمندان ارتباطات اجتماعی شروع به بررسی این موضوع کردند که چرا هیچکدام از حاضران با دیدن وخامت اوضاع حاضر به همکاری نشد. چرا هیچکس به آن خانم کمک نکرد؟ آیا تمام شاهدان سنگدل بودند؟ آیا ترس باعث عدم دخالت آنان شد؟ تحقیقات گستردهای در این زمینه آغاز شد که بعدها «اثر نظارهگر» نام گرفت. ادامه مطلب ...
در کسبوکار معمولا کسانی موفقتر هستند که به دنبال درآمدهای پایدار هستند. درآمدهای پایدار معمولا زمان و انرژی زیادی از ما نمیگیرند. البته لازم است یک بار باید برای راهاندازی سیستم، وقت و هزینه کافی اختصاص داد و بعد از اتمام کار می توان با کمترین تلاش درآمد تکراری کسب کرد.
فرض کنید یک تعمیرکار اتومبیل روزانه حداکثر میتواند ۱۰ اتومبیل را تعمیر کند. بنابراین درآمد او حد و مرز مشخصی دارد و همچنین پایدار نیست. اگر این تعمیرکار، یک روز کار نکند درآمدی کسب نمیکند. ادامه مطلب ...
یافتن افرادی که محصول شما را خریداری کنند، بخش مهمی از کل فرآیند فروش است. آیا محصولی خوب دارید، اما مشتریان مناسب ندارید که آن را خریداری کنند؟
آیا از روش دسترسی به مشتریان خود اطمینان ندارید یا پیام فروشتان گیجکننده است؟
از این ۱۴ نکته فروش برای دستیابی به مشتری مناسبی که محصولتان را خریداری خواهد کرد، استفاده کنید.
مردم عاشق حرف زدن و تقسیم نظراتشان هستند. آنها همچنین دوست دارند که دربارهی دیگران و ایدههای جدید حرف بزنند. همینطور در مورد چیزهای خریدنی، از کالاهای بانمک و خندهدار گرفته تا چیزهایی که چندان هیجان انگیز نیستند.
قبلا دربارهی بازاریابی شرکت به شرکت و شرکت به مشتری شنیدهاید. بازاریابی شفاهی به مردم واقعی که با هم حرف میزنند- مشتری به مشتری – مربوط میشود.
بازاریابی شفاهی در واقع نوعی سرویس دهی به مشتریان است که باعث میشود آنها در مورد شما به دوستانشان توصیه کنند. همچنین درباره کالاهای فوق العادهای است که مردم دوست دارند آنها را به دیگران هم نشان بدهند. ادامه مطلب ...
برای بازاریابی محصول یا ایدهای جدید باید سه سوال کلیدی بپرسید. اغلب، اگر فروش محصول به هر دلیلی رضایتبخش نیست، میتوانید این سه سوال را از خود بپرسید. اکثر شرکتها سوال شماره یک را میپرسند، اما عجیب اینکه شرکتهای بسیاری که به آنها مشاوره دادم، هرگز دو سوال دیگر را نپرسیدند. ادامه مطلب ...
شباهت زیادی میان استراتژی بازاریابی و استراتژی نظامی وجود دارد. هدف
هر دوی آنها پیروزی در بازار و در میدان نبرد است. همه عملیات نظامی موفق
بر اساس شناخت و آگاهی کامل از دشمن طراحی میشوند. همه عملیات بازاریابی
موفق هم بر اساس تحقیقات و شناخت خوب از بازار تعریف میشوند: اینکه از
فعالیت رقبا و رویدادهای بازار آگاه باشید.
به یاد داشته باشید که شما استیو جابز نیستید. نباید در تعیین مواردی که
مشتریان میخرند یا نمیخرند بر احساسات و نظرات خود تکیه کنید. باید
افکار، احساسات و نظرات خود را با واقعیت سرد و خشن تحقیقات بازار و نظرات
سایر افراد تطبیق دهید.
ادامه مطلب ...
هر شرکت تجاری، رستوران، دفتر حقوقی، بیمارستان، کارپرداز ساختمانی، فروشگاه سختافزار و مجموعهی تفریحی، بر اساس توانایی جذب مشتری و فروش است که به حیاتش ادامه میدهد و پیشرفت میکند. بهعنوان یک کارآفرین، از بین تمام مهارتهایی که میتوانید پرورش دهید، هیچکدام اساسیتر از یادگرفتن توانایی خوب فروختن نیست.
مدیرعاملهای سازمانها و حتی مدیران ارشد اجرایی میتوانند اگر به بازاریابی آشنا نباشند، کارشان را جلو ببرند. ولی برای کارآفرینهای بیتجربه این طور نیست. شما چارهای ندارید. سرمایهی استخدام یک تیم حرفهای را برای انجام اینکار ندارید.
باید با کمترین سرمایه کارتان را شروع کنید ادامه مطلب ...